نیایش فریدون_مشیری من مناجات درختان راهنگام سحر رقص عطر گل یخ را با باد نفس پاک شقایق را در سینه
نیایش فریدون_مشیری
من مناجات درختان راهنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاینده هستی را در گندمزار
گردش رنگ وطراوت رادرگونه گل
همه را می شنوم ، می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آذر ۱۴۰۴ ساعت ۵:۳۱ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد