مهدی سهیلی.حلقه بر در زدم و از تو جوابی نشنیدم.. بلکه بودی و در خانه به رویم نگشودی...

با دلی شاد به امید وصالی که ندیدم
آمدم تا به سرای تو و در خانه نبودی
حلقه بر در زدم و از تو جوابی نشنیدم
بلکه بودی و در خانه به رویم نگشودی...
***
اشک زد حلقه به چشم من و آهم به لب آمد
ناگهان غیبت تو بست به دل راه امیدم
ناامیدانه زدم تکیه به دیوار ز حسرت
رنج حرمان نکشیدی که بدانی چه کشیدم
***
با دلی تنگ به جبران گناهی که نکردم
گریه ها کردم و بر آتش دل اشک فشاندم
یادگار تو همان حلقه ی زیبای طلا را
نگهی کردم و ز آن پس
روی آن چند نگین از گهر اشک نشاندم
***
من به تو زنده ام و بی تو دلم خانه ی مرگ است
تو مرا گرمی عشقی تو مرا نور امیدی
زندگی بی تو مرا نیست به جز شام سیاهی
تو مرا پرتو مهری تو مرا بخت سپیدی
***
با دلی شاد به امید وصالی که ندیدم
آمدم تا به سرای تو و در خانه نبودی
حلقه بر در زدم و از تو جوابی نشنیدم
بلکه بودی و در خانه به رویم نگشودی...!
.
.
مهدی سهیلی

**غزل هائی با ردیف " دل " به نقل از آقای سهیلی**

**غزل هائی با ردیف " دل " به نقل از آقای سهیلی**
-------------------------------------------------------------------
نشد یک لحظه از یادت جدا دل...................
زهی دل, آفرین دل , مرحبا دل ..................
................................ابوالقاشم لاهوتی...
...
کس نیست تابرد برجانان پیام دل................
کای از فروغ مهر رخت صبح , شام دل..........
.......................................نیاز کرمانی...
مدتی کشمکش افتاد میان من و دل............
تا شد از پرده برون راز نهان من و دل ...........
......................................ابوتراب جلی...
عمریست تا فتاده ام اندر بلای دل...............
یارب چومن مباد کسی مبتلای دل...............
.............................فصیح الزمان شیرازی...
جز دل که گیرد جای من جز من که گیرد جای دل
گردل بمیرد وای من گر من بمیرم وای دل..........
........................................مهرداد اوستا ...
دوستان چندکنم ناله زبیماری دل؟...................
کس گرفتار مبادا به گرفتاری دل......................
..................................................جامی...
غم یارست که دارد سر غمخواری دل...............
من به گرد سر غم کآید ازو یاری دل.................
............................................صحبت لاری...
باور کس نشود قصه بیماری دل.......................
تا گرفتار نگردد به گرفتاری دل.........................
........................................رفیق اصفهانی...
نیست آسایشم از عشق تو و زاری دل..............
گاه گریان زتو ام گه ز گرفتاری دل.....................
..........................................داعی دزفولی...

 غربت روزگاري رفت و من در هر زمان ـ..آزمودم رنج « غربت » را بسي..مهدی سهیلی

 

 

غربت

 

روزگاري رفت و من در هر زمان ـ

آزمودم رنج « غربت » را بسي

درد « غربت » ميگدازد روح را

جز « غريب » اين را نميداند كسي

 

هست غربت گونه گون در روزگار

محنت غربت بسي مرگ آور است

از هزاران غربت اندوه خيز

غربت « بي همزباني » بدتر است .

 

(( پنجم تير ماه    1351 ))

*****

 

مهدی سهیلی

لحظه های ناب ...مهدی سهیلی

لحظه های ناب

 
عمر ما چون تندبادی رفت و گویی خواب بود


وان بنای آرزوها خانه یی بر آب بود


وه چه شب ها دولت بیدار بر در حلقه زد


لیکن از نا هوشیاری بخت ما در خواب بود


از دل گوری شنیدم پند قارون را که گفت

 
در کف دنیا پرستان سیم و زر سیماب بود


روشنی ها در پریشانی بود دل بد مکن


هر کجا ویرانه یی دیدم پر از مهتاب بود

 
گفت با من مردم چشمم که قحط مردمیست


جست و جو کردم بسی این کیمیا نایاب بود


موج بنیان کن شو و دریای طوفانخیز باش


مرگ بر آن کس که عمری رفت و خود مرداب بود


دولت شب ها و توفیق دعا از دست رفت


لحظه ی معراج ما آن لحظه ی ناب بود

.
.
.

مهدي سهيلي