گفتم دلُ دین بر سر کارت کردم... مولانا استاد شجریان با صدای سحر امیزشون
گفتم دلُ دین بر سر کارت کردم
هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا،تو که باشی که کنی یا نکنی
...
آن من بودم که بی قرارت کردم!
آن کس که تو را شناخت،جان را چه کند؟
فرزندُ عیالُ خانمان را چه کند؟
دیوانه کنی،هر دو جهانش بدهی
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند؟
ای در دل من میلُ تمنا،همه تو!
واندر سر من مایه ی سودا،همه تو!
هر چند به روی کار در مینگرم
امروز همه توییُ فردا همه تو!
حضرت مولانا
هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا،تو که باشی که کنی یا نکنی
...
آن من بودم که بی قرارت کردم!
آن کس که تو را شناخت،جان را چه کند؟
فرزندُ عیالُ خانمان را چه کند؟
دیوانه کنی،هر دو جهانش بدهی
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند؟
ای در دل من میلُ تمنا،همه تو!
واندر سر من مایه ی سودا،همه تو!
هر چند به روی کار در مینگرم
امروز همه توییُ فردا همه تو!
حضرت مولانا
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر ۱۳۹۰ ساعت ۷:۵۰ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد