تصنیف "امان از این دل که داد"در سوگ ایرج میرزا.آهنگساز : محمدعلی امیرجاهد.شاعر : محمدعلی امیرجاهد

تصنیف "امان از این دل که داد"
در سوگ ایرج میرزا
آهنگساز : محمدعلی امیرجاهد
شاعر : محمدعلی امیرجاهد
دستگاه : سه گاه

امان از این دل که داد ~ فغان از این دل که داد
به دست شیرین عنان فرهاد ~ که سر به حسرت نهاد
به کوی معشوق خویش جان داد
ای داد از این، فریاد از این، دل من کین دل شده سربار مشکل من
ریزد زبس از دیده قطره قطره ~ افتاده روی دجله منزل من
رحمی که از پا فتادم ای دل ~ کردی تو آخر فرهادم ای دل
بر فکندی بنیادم ای دل ~ آخر دادی بر بادم ای دل
تا کی به هر انجمن، نیلی کنم پیرهن ~ نوشم به یاد وطن، جامی پر از خون
او باش هر رهگذر ~ بگذاردم سر به سر ~ مانند مجنون
ساقی به بپا خیز، شوری برانگیز ~ مطرب بزن چنگ، چنگی دلاویز
جاهد ! بنال ! امّا شکوه آمیز ~ تا اندکی احوال ما گردد دگرگون
ای گنج دانش! ایرج کجایی؟ ~ در سینه خاک، پنهان چرایی؟
تا بوده در این ~ دنیای فانی،
کی برده از خوبان ~ بجز رنج و جدایی

 

https://www.youtube.com/watch?v=ljHet9iLYS0

اجرا بانو وزیری

 https://www.youtube.com/watch?v=GgQnWQTzCMM

 

اجرا علی رستمیان
 

شعر از محمد علي امير جاهد..اجرا استاد شجریان..تقدیم همراهان گرامی

شعر از محمد علي امير جاهد

اجرا استاد شجریان

هزار دستان به چمن دوباره آمد به سخن

که ای خسته از رنج دی، ببین جشن گلهای من

بکن دل ز نقدینه جان، بنه در کف می فروش

کنار گل و لاله دو جامی بزن

بنوش و چشم از مهر و مه بپوش

مکش منت آسمان به دوش

مده دست با دست بی‌نمک

نمک جز لب بانمک

جزای کردار ستم پیشگان دهد نفخه صور

دوای درد دل دلدادگان بود شور نشور

بسوزد از شر بشر، یکسره خشک و تر

نماند آخر زین حیوان اثر

نیرزد این جهان بدین که بهر دل، دل شکنی

برون کنی پیرهنی از تنی

مکن این طنازی با ما

عبث به خود می‌نازی جانا

ازین بلندپروازی دانم

که آخر، شکار بازی جانم

همه شب سر بردن به یک دل، دو جا

نگران، کاین دوران نماند به جا

تو مشو مایه آوارگی

دست من و دامان تو

بنما چاره بیچارگی

ما و عهد و پیمان تو

ریشه، گر حاصلش این بار نیست

تو مده لاله، دگر خار چیست

یار ، این میکده را آب گرفت

کس در این معرکه هشیار نیست

i https://www.youtube.com/watch?v=yrGXSPrjRJQ

شعر از محمد علي امير جاهد.اجرا استاد شجریان..تقدیم دوستان

شعر از محمد علي امير جاهد

اجرا استاد شجریان

هزار دستان به چمن دوباره آمد به سخن

که ای خسته از رنج دی، ببین جشن گلهای من

بکن دل ز نقدینه جان، بنه در کف می فروش

کنار گل و لاله دو جامی بزن

بنوش و چشم از مهر و مه بپوش

مکش منت آسمان به دوش

مده دست با دست بی‌نمک

نمک جز لب بانمک

جزای کردار ستم پیشگان دهد نفخه صور

دوای درد دل دلدادگان بود شور نشور

بسوزد از شر بشر، یکسره خشک و تر

نماند آخر زین حیوان اثر

نیرزد این جهان بدین که بهر دل، دل شکنی

برون کنی پیرهنی از تنی

مکن این طنازی با ما

عبث به خود می‌نازی جانا

ازین بلندپروازی دانم

که آخر، شکار بازی جانم

همه شب سر بردن به یک دل، دو جا

نگران، کاین دوران نماند به جا

تو مشو مایه آوارگی

دست من و دامان تو

بنما چاره بیچارگی

ما و عهد و پیمان تو

ریشه، گر حاصلش این بار نیست

تو مده لاله، دگر خار چیست

یار ، این میکده را آب گرفت

کس در این معرکه هشیار نیست

i https://www.youtube.com/watch?v=yrGXSPrjRJQ