شعر از محمد علي امير جاهد..اجرا استاد شجریان..تقدیم همراهان گرامی
شعر از محمد علي امير جاهد
اجرا استاد شجریان
هزار دستان به چمن دوباره آمد به سخن
که ای خسته از رنج دی، ببین جشن گلهای من
بکن دل ز نقدینه جان، بنه در کف می فروش
کنار گل و لاله دو جامی بزن
بنوش و چشم از مهر و مه بپوش
مکش منت آسمان به دوش
مده دست با دست بینمک
نمک جز لب بانمک
جزای کردار ستم پیشگان دهد نفخه صور
دوای درد دل دلدادگان بود شور نشور
بسوزد از شر بشر، یکسره خشک و تر
نماند آخر زین حیوان اثر
نیرزد این جهان بدین که بهر دل، دل شکنی
برون کنی پیرهنی از تنی
مکن این طنازی با ما
عبث به خود مینازی جانا
ازین بلندپروازی دانم
که آخر، شکار بازی جانم
همه شب سر بردن به یک دل، دو جا
نگران، کاین دوران نماند به جا
تو مشو مایه آوارگی
دست من و دامان تو
بنما چاره بیچارگی
ما و عهد و پیمان تو
ریشه، گر حاصلش این بار نیست
تو مده لاله، دگر خار چیست
یار ، این میکده را آب گرفت
کس در این معرکه هشیار نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۴۴ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد