حسین_منزوی تقدیم به هامون عزیزم آرزودانه زندگیم توشاهکار طبیعت وآفرینشی بی تو انگیزه ای برای اد
سفربخیر گل من که می روی با باد
زدیده می روی اما نمی روی از یاد
کدام دشت ودمن؟یا کدام باغ و چمن؟
کجاست مقصدت ای گل؟کجاست مقصد باد؟
مباد بیم خزانت که هر کجا گذری
هزار باغ به شکرانه ی تو خواهد زاد
خزان عمر مرا داشت در نظر، دستی
که بر بهار تو نقش گل و شکوفه نهاد
تمـام خلوت خود رااگرنباشی تو
به یادسرخ ترین لحظهی تو خواهم داد
تو هم به یاد من او راببوس اگرگذرت
به مرغ خسته پردل شکسته ای افتاد
حسین_منزوی تقدیم به هامون عزیزم آرزودانه زندگیم تو شاهکار
طبیعت وآفرینشی بی تو انگیزه ای برای ادامه نیست.......
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۴ ساعت ۷:۵۹ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد