شعری از ایرج جنتی عطایی
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از حياط هاي ازدحام و
انزوا
از حياط هاي كودكان هدر
و زنان پا به زا
استواران لغوه
كبوتربازان زمينگير
و پيرزنان لاجورد و گرد آجر
از حياط هاي رخت و رخت و رخت
از حياط هاي خوض هاي غسل و وضو
از حياط هاي زن پدر و نشانده
هوو، پدر خوانده
از حياط هاي قرض و قسط و مساعده
روضه، نذر، دخيل
از حياط هاي رادوي، تپاز
راشد
و مهوش
از حياط هاي گلپا و ياحقي
از حياط هاي اسميرنوف
شلاق
نعره هاي پدر
و هق هق مادر
از حياط هاي اميد هاي مبهم و رؤيا
بر دوش خسته كشيدم
ترانه هايم را و
عاشقانه گذر كردم
از كوچه هاي پرسه پس ليس
از كوچه هاي چولي
كولي و ساك ساك
از كوچه هاي نسق
حيدر حيدري
و قرق
از كوچه هاي هيئت، كتل، زنجير
از كوچه هاي تاج، پرسپوليس
بهمنش و قليچ
از كوچه هاي نگاه هاي خواستار
و سلام خاي سرخ آبي
از كوچه هاي ديدار هاي پنهان
سايه هاي مشكوك
نفس بريدگي
از كوچه هاي مشيري، فروغ
از كوچه هاي خاطرات مكتوب
و بلوغ
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از شهر هاي انتقال
مهاجرت
تبعيد
از شهرهاي گنبد
باغ ملي
بازار
از شهرهاي هل، گلاب، فرش چاي
از شهرهاي دوچرخه، ترن، هواپيما
قاطر
از شهرهاي پاسبان، دژبان، ژاندارم
از شهرهاي پايگاه، پادگان، پاسگاه
از شهرهاي زرد زخم، صرع
خوره
از شهرهاي فقر ، مرگ
و نفرين مادران
از شهرهاي ژنرال ها
حكومت نظامي
و انتخابات
از شهرهاي رود، كوه، دشت
از شهرهاي هدايت، جلال، ساعدي، صمد
از شهرهاي وداع هاي معطر
و اشك
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از خيابان هاي پلاكارد
و گاردن پارتي
ساندويچ، آبجو، زر
از خيابان هاي بخت آزمايي
فال، تصنيف
از خيابان هاي كيهان، اطلاعات
از خيابان هاي قصير، گاو، و مغول ها
از خيابان هاي منفردزاده، داريوش
وثوقي، گوگوش
از خيابان هاي مشاعره، جدول، صف
از خيابان هاي تعزيه، غزل، سرود
از خيابان هاي راهپيمانيي
اعلاميه
قطعنامه
قيام
از خيابان هاي مجاهد، چريك، پيش مرگ
از خيابان هاي طويل بي برگشت
و بغض
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از اتاق هاي آخرين ترديد، اولين بوسه
از اتاق هاي رنگي پوستر
پله، تختي، كلي
و تيم ملي فوتبال
از اتاق هاي نقشه، مينياتور
و خط نستعليق
از اتاق هاي جنگ شكر، پاشنه آهنين، مادر
از اتاق هاي بحث، انشعاب، انگ
از اتاق هاي مصدق، مائو
استالين، و علي
از اتاق هاي ختفا، گريم
لو رفتن
از اتا هاي تفتيش، دستبند، بي سيم
از اتاق هاي كابل، قپان، بازجو
و ترديد
از اتاق هاي سرد تو در تو
و هق هق
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردن
از سلول هاي ترس هاي بسيار و اميد هاي اندك
از سلول هاي خود آموز و ديكشنري
از سلول هاي يقلاوي
سه سيگار روزانه
و شبان مقطع كابوس
از سلول هاي دغدغه، دوار، درد
از سلول هاي زخم، عفونت، ورم
از سلول هاي شمارش آجر، قدم، ميله
از سلول هاي حياط، هواخوري، رمز
و حسرت يك آغوش
از سلول هاي چه گوارا
شريعتي و خوجه
از سلول هاي فريب دادن زندانبان
فريب دادن خويش
از سلول هاي فراموش كردن
به خاطر آوردن
از سلول هاي اشك هاي ياغي
و غضب هاي رام
و اميد
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از سال هاي ناست، خضاب، ادكلن و فرخزاد
از سال هاي كنكوذ، كار و اجباري
از سال هاي بن بست، جمعه، كمكم كن، شب
از سالهاي شاملو، اخوان، نيما
از سالهاي سارتر، فليني، برشت، جشن هنر
از سالهاي اعتصاب، گاز اشك آور، دود، لاستيك
از سالهاي نعش، اوين، چيتگر
از سالهاي پويان، رضايي، خسرو و كرامت
از سالهاي جهل، توطئه، فريب
از سال هاي قتل عام انقلاب
از سالهاي سايه روشن سيال
و شك
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را و عاشقانه
گذر كرد م
تا با دهان كوچك تو بخوانم
آواز سرزمين صبورم را
در جشن زاد روز كودك آينده
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از حياط هاي ازدحام و
انزوا
از حياط هاي كودكان هدر
و زنان پا به زا
استواران لغوه
كبوتربازان زمينگير
و پيرزنان لاجورد و گرد آجر
از حياط هاي رخت و رخت و رخت
از حياط هاي خوض هاي غسل و وضو
از حياط هاي زن پدر و نشانده
هوو، پدر خوانده
از حياط هاي قرض و قسط و مساعده
روضه، نذر، دخيل
از حياط هاي رادوي، تپاز
راشد
و مهوش
از حياط هاي گلپا و ياحقي
از حياط هاي اسميرنوف
شلاق
نعره هاي پدر
و هق هق مادر
از حياط هاي اميد هاي مبهم و رؤيا
بر دوش خسته كشيدم
ترانه هايم را و
عاشقانه گذر كردم
از كوچه هاي پرسه پس ليس
از كوچه هاي چولي
كولي و ساك ساك
از كوچه هاي نسق
حيدر حيدري
و قرق
از كوچه هاي هيئت، كتل، زنجير
از كوچه هاي تاج، پرسپوليس
بهمنش و قليچ
از كوچه هاي نگاه هاي خواستار
و سلام خاي سرخ آبي
از كوچه هاي ديدار هاي پنهان
سايه هاي مشكوك
نفس بريدگي
از كوچه هاي مشيري، فروغ
از كوچه هاي خاطرات مكتوب
و بلوغ
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از شهر هاي انتقال
مهاجرت
تبعيد
از شهرهاي گنبد
باغ ملي
بازار
از شهرهاي هل، گلاب، فرش چاي
از شهرهاي دوچرخه، ترن، هواپيما
قاطر
از شهرهاي پاسبان، دژبان، ژاندارم
از شهرهاي پايگاه، پادگان، پاسگاه
از شهرهاي زرد زخم، صرع
خوره
از شهرهاي فقر ، مرگ
و نفرين مادران
از شهرهاي ژنرال ها
حكومت نظامي
و انتخابات
از شهرهاي رود، كوه، دشت
از شهرهاي هدايت، جلال، ساعدي، صمد
از شهرهاي وداع هاي معطر
و اشك
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از خيابان هاي پلاكارد
و گاردن پارتي
ساندويچ، آبجو، زر
از خيابان هاي بخت آزمايي
فال، تصنيف
از خيابان هاي كيهان، اطلاعات
از خيابان هاي قصير، گاو، و مغول ها
از خيابان هاي منفردزاده، داريوش
وثوقي، گوگوش
از خيابان هاي مشاعره، جدول، صف
از خيابان هاي تعزيه، غزل، سرود
از خيابان هاي راهپيمانيي
اعلاميه
قطعنامه
قيام
از خيابان هاي مجاهد، چريك، پيش مرگ
از خيابان هاي طويل بي برگشت
و بغض
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از اتاق هاي آخرين ترديد، اولين بوسه
از اتاق هاي رنگي پوستر
پله، تختي، كلي
و تيم ملي فوتبال
از اتاق هاي نقشه، مينياتور
و خط نستعليق
از اتاق هاي جنگ شكر، پاشنه آهنين، مادر
از اتاق هاي بحث، انشعاب، انگ
از اتاق هاي مصدق، مائو
استالين، و علي
از اتاق هاي ختفا، گريم
لو رفتن
از اتا هاي تفتيش، دستبند، بي سيم
از اتاق هاي كابل، قپان، بازجو
و ترديد
از اتاق هاي سرد تو در تو
و هق هق
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردن
از سلول هاي ترس هاي بسيار و اميد هاي اندك
از سلول هاي خود آموز و ديكشنري
از سلول هاي يقلاوي
سه سيگار روزانه
و شبان مقطع كابوس
از سلول هاي دغدغه، دوار، درد
از سلول هاي زخم، عفونت، ورم
از سلول هاي شمارش آجر، قدم، ميله
از سلول هاي حياط، هواخوري، رمز
و حسرت يك آغوش
از سلول هاي چه گوارا
شريعتي و خوجه
از سلول هاي فريب دادن زندانبان
فريب دادن خويش
از سلول هاي فراموش كردن
به خاطر آوردن
از سلول هاي اشك هاي ياغي
و غضب هاي رام
و اميد
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
از سال هاي ناست، خضاب، ادكلن و فرخزاد
از سال هاي كنكوذ، كار و اجباري
از سال هاي بن بست، جمعه، كمكم كن، شب
از سالهاي شاملو، اخوان، نيما
از سالهاي سارتر، فليني، برشت، جشن هنر
از سالهاي اعتصاب، گاز اشك آور، دود، لاستيك
از سالهاي نعش، اوين، چيتگر
از سالهاي پويان، رضايي، خسرو و كرامت
از سالهاي جهل، توطئه، فريب
از سال هاي قتل عام انقلاب
از سالهاي سايه روشن سيال
و شك
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را و عاشقانه
گذر كرد م
تا با دهان كوچك تو بخوانم
آواز سرزمين صبورم را
در جشن زاد روز كودك آينده
بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را
و عاشقانه گذر كردم
ایرج جنتی عطائی
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۶ ساعت ۹:۵۸ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد