عمران صلاحی
اى كاش
اين كلبه ساده بر لب رود
يك روز محل كار من باشد
اى كاش
اعلام كنم حضور خود را
بر قله كوه و دامن دشت
هر روز درست ساعت هشت
اى كاش تمام كارمندان
بودند پرندگان خوشخوان
با نامه ابرها به منقار
اى كاش
مىشد همه وقت رفت و گل چيد
بر "طبق مقررات" خنديد
اى كاش بدون بخشنامه
مىخواندم و چرخ مىزدم من
با موج و نسيم
اى كاش
پرونده من كه باز مىشد
مىريخت از آن گل و ترانه
......
یک شعر اداری......... عمران صلاحی
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۴۶ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد