/برو اي ناصح مجنون ز پي كار دگر/نقش بر آب مزن كار من از كار گذشت..عماد خراسانی
عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت
حیف و صد حیف که آن دولت بیدار گذشت
آفتابی زد و ویرانه ی دل روشن کرد
لیک افسوس که زود از سر دیوار گذشت
خیره شد چشم دل از جلوه ی مستانه ی او
تا زدم چشم به هم مهلت دیدار گذشت
برو ای ناصح مجنون ز پی کار دگر
نقش بر آب مزن کار من از کار گذشت
هرچه غم هست خدایا به دل من بفرست
که بلای دل ما از کم و بسیار گذشت
یاد آن صبح درخشنده که میگفت "عماد"
عافبت مهر درخشید و شب تار گذشت
عماد خراسانی
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱:۳۴ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد