از تو اي عشق در اين دل چه شررها دارم
يادگار از تو چه شبها،چه سحر ها دارم
با تو اي راهزن دل،چه سفر ها دارم ......
گرچه از خود خبرم نيست،خبرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا كردي
...
تو مراغافل از انديشه فردا كردي
باز هم گرم از اين آتش جانسوز تو ام
سرخوش از آه وغم ودرد شب و روز توام
شكوه بيجاست،مرا كشتي و جانم دادي
آنچه از بخت طمع داشتم، آنم دادي
كاش دائم دل ما از تو بلرزد اي عشق
آن دلي كز تو نلرزد،به چه ارزد اي عشق



عماد خراساني

 

كاش دائم دل ما از تو بلرزد اي عشق
آن دلي كز تو نلرزد،به چه ارزد اي عشق