لوح گور..نه در رفتن حرکت بود..نه درماندن سکونی. شاملو
لوح گور
نه در رفتن حرکت بود
شاخه ها را از ریشه جدایی نبود
و باد سخن چین
با برگ ها رازی چنان نگفت
که بشاید.
دوشیزه عشق من
مادری بیگانه است
و ستاره پر شتاب
در گذرگاهی مایوس
بر مداری جاودانه می گردد.
.
.
احمد شاملو
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۰ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد