غزلی ناب از حافظ بزرگ چه مستی ست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد
غزلی ناب از حافظ بزرگ
چه مستی ست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد
رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد ...
علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
به تنگ چشمی آن ترک لشکری ناز م
که حمله بر من درویش یک قبا آورد
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند
که التجا به در دولت شما آورد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۲ ساعت ۱:۱۱ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد