یکی از بهترین غزلهای فخرالدین عراقی تقدیم دوستان بزرگواری که دیگه سری به وبلاگ نمیزنند
یکی از بهترین غزلهای فخرالدین عراقی
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوته سودا نهاد
گفت و گویی در زبان ما فکند
جست و جویی در درون ما نهاد...
از خمستان جرعه ای بر خاک ریخت
جنبشی در آدم و حوا نهاد
دم به دم در هر لباسی رخ نمود
لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد
چون نبود او را معین خانه ای .
هر کجا جا دید رخت آنجا نهاد
حسن را بر دیده خود جلوه داد
منتی بر عاشق شیدا نهاد
یک کرشمه کرد با خود آنچنانک .
فتنه ای در پیر و در برنا نهاد
تا تماشای وصال خود کند
نور خود در دیده ی بینا نهاد
تا کمال علم او ظاهر شود
این همه اسرار در صحرا نهاد
شور و غوغایی بیامد از جهان
حسن او چون دست در یغما نهاد
چون در آن غوغا عراقی را بدید .
نام او سر دفتر غوغا نهاد
فخر الدین عراقی
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۸ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد