وحشی بافقی..ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم.امید ز هر کس که بریدیم،بریدیم
وحشی بافقی
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم،بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم،رمیدیم
نام تو که باغ اِرَم و روضه خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم،ندیدیم
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه یک باغ نچیدیم،نچیدیم
سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم
وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۶:۳۷ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد