شمع ما خود به شبستان وفا سوخت که داد .یاد پروانه پر سوخته بی پروائی..شعر استاد شهریار
شعر از استاد محمدحسین شهریار
رندم و شهره به شوریدگی و شیدائی
شیوهام چشم چرانی و قدح پیمائی
عاشقم خواهد و رسوای جهانی چکنم
عاشقانند به هم عاشقی و رسوائی
خط دلبند تو بادا که در اطراف رخت
کار هر بوالهوسی نیست قلم فرسائی
نیست بزمی که به بالای تو آراسته نیست
ای برازنده به بالای تو بزم آرائی
شمع ما خود به شبستان وفا سوخت که داد
لعل شاهد نشیندیم بدین شیرینی
زلف معشوقه ندیدیم بدین زیبائی
کاش یک روز سر زلف تو در دست افتد
تا ستانم من از او داد شب تنهائی
پیر میخانه که روی تو نماید در جام
از جبین تابدش انوار مبارک رائی
شهریار از هوس قند لبت چون طوطی
شهره شد در همه آفاق به شکرخائی
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۸ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد