چو نامد در جهان پاینده چیزی

همه ملک جهان نرزد پشیزی

ره آورد عدم ره توشه خاک

سرشت صافی آمد گوهر پاک

چنین گفتند دانایان هشیار

که نیک و بد به مرگ آید پدیدار

بسا زن نام کانجان مرد یابی

بسا مردا که رویش زرد یابی

خداوندا چو آید پای بر سنگ

فتد کشتی در آن گردابه تنگ

نظامی را به آسایش رسانی

ببخشی و ببخشایش رسانی