ما ز بالاييم و بالا می رويم
ما ز درياييم و دريا می رويم
ما از آن جا و از اين جا... نيستيم
ما ز بی جاييم و بی جا می رويم
لااله اندر پی الالله است
... ... همچو لا ما هم به الا می رويم
قل تعالوا آيتيست از جذب حق
ما به جذبه حق تعالی می رويم
کشتی نوحيم در طوفان روح
لاجرم بی دست و بی پا می رويم
همچو موج از خود برآورديم سر
باز هم در خود تماشا می رويم
راه حق تنگ است چون سم الخياط
ما مثال رشته يکتا می رويم
هين ز همراهان و منزل ياد کن
پس بدانک هر دمی ما می رويم
خوانده ای انا اليه راجعون
تا بدانی که کجاها می رويم
اختر ما نيست در دور قمر
لاجرم فوق ثريا می رويم
همت عالی است در سرهای ما
از علی تا رب اعلا می رويم
رو ز خرمنگاه ما ای کورموش
گر نه کوری بين که بينا می رويم
ای سخن خاموش کن با ما ميا
بين که ما از رشک بی ما می رويم
ای که هستی ما ره را مبند
ما به کوه قاف و عنقا می رويم »
خداوندگار انديشه ؛
حضرت مولانا .
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت ۳:۲۳ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|