به هشیاران مده می را به مستان ده که در مجلس ..قدح خون در جگر دارد، مدام از دست هشیاران ..سلمان ساوجی
دل من زنده میگردد به بوی وصل دلداران
** دماغم تازه میدارد نسیم وعده یاران
الا ای صبح مشتاقان بگو خورشید خوبان را
** که تا کی ذره سان گردند در کویت هواداران
شبی احوال بیماران بپرس از شمع مومن دل
** که بیمارست و م...یسوزد همه شب بحر بیماران
مرا ای لعبت ساقی ز جام لعل شیرینت **
بده کامی که در تلخی سر آمد عمر میخواران
به هشیاران مده می را به مستان ده که در مجلس
** قدح خون در جگر دارد، مدام از دست هشیاران
صبا از کوی او بویی، بجان گرمی دهد اینک **
نشسته بر سر کویند و جان بر کف خریداران
بهر یک موی چون سلمان گرفتاریست در بندت
** گرفتارت کند ترسم، شبی آه گرفتاران
+ نوشته شده در جمعه بیستم خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۲ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد