گرفته باز دل‌ خسته‌ا‌م بهانه ی دوست
چه شد نوای دل‌ انگیز عاشقانه ی دوست؟

اگر چه دیر زمانی‌ است رفته از خاطر
رسد هنوز به گوش دلم ترانه ی دوست
...

از این صدا که به هفت آسمان در افتاده است
به گوش کس نرسد ناله ی شبانه ی دوست

ز جاده‌های پر از لاله و گًل و نسرین
روان شدیم و نجستیم آشیانه ی دوست

ز آسمان و زمین، آن زمان که می جستم
نشان خانه ی بی‌ نام و بی نشانه ی دوست

گذشت طرفه نسیمی و گفت رو برتاب
که خامش است زمانی‌ چراغ خانه ی دوست