الهی دشمنت را خسته بینم .به سینه ش خنجری تا دسته بینم..شعر باباطاهر...اجرا حمیرای عزیز
الهی دشمنت را خسته بینم
الهی دشمنت را خسته بینم
به سینه ش خنجری تا دسته بینم
سر شب آیم احوالش بپرسم
سحر آیم مزارش بسته بینم
مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشونم پریشون آف
پریشون خاطران رفتند و در خاک
مرا از خاک ایشون آفریدند
طنین سرکشی دارم خدایا
دل حسرت کشی دارم خدایا
به شوق مسکن و داد غریبی
به سینه آتشی دارم خدایا
خوشا آنان که پا از سر ندانند
میون شاخه خشک و تر ندانند
کنشت و کعبه و بت خانه و دیر
سرای خالی از دلبر ندانند
من آن آزرده بی خانما نم
که هر بادی وزه پیشش دوانم
شعر از بابا طاهر
با صدای حمیرا
https://www.youtube.com/watch?v=plNT7w85QaY
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد