بود درد مو و درمونم از دوست..بود وصل مو و هجرونم از دوست ..بابا طاهر بزرگ وشوریده اجرا استاد عشق ر
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۹ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
بود درد مو و درمونم از دوست
بود وصل مو و هجرونم از دوست
اگه قصابم از تن واکره پوست
جدا هرگز نگرده جونم از دوست
مو آن آرزده بی خانمونم
مو آن محنت نصیب سخت جونم
مو آن سرگشته خارم در بیابون
که هر بادی وزه پیشش دوونم
به صحرا بنگرم صحراته بینم
به دریا بنگرم دریا ته بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعناته بینم
مو که افسرده حالم چون ننالم؟
شکسته پر و بالم چون ننالم؟
همه گویند فلانی ناله کم کن
ته آئی در خیالم چون ننالم؟
به آهی گنبد خضرا بسوجم
فلک را جمله سر تا سر بسوجم
بسوجم ارنه کارم را بساجی
چه فرمایی بساجی یا بسوجم؟
غم عشقت بیابون پرورم کرد
هوای بخت بی بال و پرم کرد
به مو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد