چنگیزی پیدا می شود، هیتلری... و هیتلر ها
... و اینها، در فواصل قرنها، به شیون شبگیر،
 تبدیل می کنند: طنین دلپذیر سرودها را
... و بجای سنگریزه های از یاد رفته،
 با قلب میلیونها انسان بیگناه، آشنا میکنند
: بستر به خون تپیده ی رودها را...
 اما، اینها نه دلیل برآنست که
 بنای آفرینش، بر پایه محبت نیست
 ... بنای آفرینش بر محبت است
. و در تجلی این حقیقت،
 مادر ها، بیداد می کنند ...

"کارو