به کشت خاطرم جز غم نرويد...بابا طاهر واستاد شجریان.فقط باید شنید..آواز دشتستانی ابوعطا که همراشم است
به کشت خاطرم جز غم نرويد
به باغم جز گل ماتم نرويد
به صحرای دل بیحاصل ما
گياه نااميدی هم نرويد
به دشت افتاده مجنون، زار و دلتنگ
چو سيل آورده چوبی در بن سنگ
به شب از آتش آه شرربار
نمايان بود در دامان کوهسار
غم عشقت بيابونپرورم کرد
هوای بخت، بیبال و پرم کرد
به ما گفتی صبوری کن، صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
به روی دلبری گر مايلستم
مکن منعم، گرفتار دلستم
خدا را ساربان، آهسته میران
که ما وامانده اين قافلستم
عزيزا کاسه چشمم سرايت
ميون هر دو چشمم جای پايت
ازون ترسم که غافل پانهی باز
نشينه خار مژگونم به پايت
تو دوری از برم، دل در برم نيست
هوای ديگری اندر سرم نيست
به جان دلبرم کز هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نيست
باباطاهر واستاد شجریان
به باغم جز گل ماتم نرويد
به صحرای دل بیحاصل ما
گياه نااميدی هم نرويد
به دشت افتاده مجنون، زار و دلتنگ
چو سيل آورده چوبی در بن سنگ
به شب از آتش آه شرربار
نمايان بود در دامان کوهسار
غم عشقت بيابونپرورم کرد
هوای بخت، بیبال و پرم کرد
به ما گفتی صبوری کن، صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
به روی دلبری گر مايلستم
مکن منعم، گرفتار دلستم
خدا را ساربان، آهسته میران
که ما وامانده اين قافلستم
عزيزا کاسه چشمم سرايت
ميون هر دو چشمم جای پايت
ازون ترسم که غافل پانهی باز
نشينه خار مژگونم به پايت
تو دوری از برم، دل در برم نيست
هوای ديگری اندر سرم نيست
به جان دلبرم کز هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نيست
باباطاهر واستاد شجریان
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱:۲ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد