دوش تا آتش می از دل پیمانه دمید....شعر واهنگ وترانه زیبا با گویندگانی که متاسفانه.دوست گرامی کامل ار
نیم شب صبح جهانتاب ز میخانه دمید
جلوه ها کردم و نشناخت مرا اهل دلی
منم آن سوسن وحشی که به ویرانه دمید
آتش انگیز بود باده نوشین گویی
نفس گرم رهی از دل پیمانه دمید
ترانه : تو بمانی
تو بمانی که تو جانی در برم
تو ندانی که ز عشق تو چه امد بر سرم
اگر که جهانی مرا شده دشمن
بمان تو برای شکسته دل من
که چشم دل من شود به تو روشن
شدم به تو عاشق خطا که نکردم
تو را به غم تو رها که نکردم
برای دل تو چه ها که نکردم
سخن دشمنان مشنو از برم تو مرو
من بخاطر تو از جمله عزیزان یکباره بریدم
به خدا مست عشق توام
تا که آتش غم شعله زد به دلم
دست از همه یاران بهر تو کشیدم
شکسته دلم را بده تو پناهی
که طفل دل من نکرده گناهی
مرا که ز عشقی نبوده نصیبی
خدا کند ای گل مرا نفریبی
به درد دل من تو همچو طبیبی
خدا کند ای گل مرا نفریبی
گوینده : چه خوش است از تو خشمی
که ز روی ناز باشد
که به عجز چون در آیم در صلح باز باشد
ز فریب وعده امشب نزدیم دیده بر هم
که شب امیدواری در خانه باز باشد
آواز : دور از تو در این شهر مرا همنفسی نیست
فریاد کنم از دل و فریاد رسی نیست
ای آه بسوزان به شرر سینه ما را
کین سینه برای دل ما جز نفسی نیست
گفتم به همهمه در سینه چه غوغاست
گفتا که درین خانه به جز یار کسی نیست
ما را نفس از هجر به لب آمد و مردم
گویند که این عشق تو هم جز هوسی نیست
گوینده : امشب که رخش بزم فروز من و توست
خوش باش ای دل که وقت سوز من و توست
بنشسته و جز شمع کسی پیشش نیست
پروانه بیا که روز ، روز من و توست
گلهای رنگارنگ ۴۷۱
دستگاه : سه گاه
آهنگساز : پرویز یاحقی
ترانه و غزل آواز : بیژن ترقی
خواننده : حمیرا
نوازندگان : پرویز یاحقی – فرهنگ شریف
شعرهای متن : رهی معیری - حسابی - رازی اصفهانی
گویندگان : آذر پژوهش - رضا معینی
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد