نخستین باده کاندر جام کردند.ز چشم مست ساقی وام کردند..شعر بسیار زیبا ودلنشین از فخرالدین عراقی
| نخستین باده کاندر جام کردند | ز چشم مست ساقی وام کردند | |
| چو با خود یافتند اهل طرب را | شراب بیخودی در جام کردند | |
| لب میگون جانان جام در داد | شراب عاشقانش نام کردند | |
| ز بهر صید دلهای جهانی | کمند زلف خوبان دام کردند | |
| به گیتی هرکجا درد دلی بود | بهم کردند و عشقش نام کردند | |
| سر زلف بتان آرام نگرفت | ز بس دلها که بیآرام کردند | |
| چو گوی حسن در میدان فگندند | به یک جولان دو عالم رام کردند | |
| ز بهر نقل مستان از لب و چشم | مهیا پسته و بادام کردند | |
| از آن لب، کز درصد آفرین است | نصیب بیدلان دشنام کردند | |
| به مجلس نیک و بد را جای دادند | به جامی کار خاص و عام کردند | |
| به غمزه صد سخن با جان بگفتند | به دل ز ابرو دو صد پیغام کردند | |
| جمال خویشتن را جلوه دادند | به یک جلوه دو عالم رام کردند | |
| دلی را تا به دست آرند، هر دم | سر زلفین خود را دام کردند | |
| نهان با محرمی رازی بگفتند | جهانی را از آن اعلام کردند | |
| چو خود کردند راز خویشتن فاش | عراقی را چرا بدنام کردند؟ |
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۸:۴۰ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد