رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد..شعری زیبا از حضرت حافظ..با صدای ملکوتی استاد شجریان
رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد
وظيفه گر برسد، مصرفش گل است و نبيد
صفير مرغ برآمد، بط شراب کجاست؟
فغان فتاد به بلبل، نقاب گل که کشيد
ز ميوههای بهشتی، چه ذوق دريابد
هر آن که سيب زنخدان شاهدی نگزيد
مکن ز غصه شکايت که در طريق طلب
به راحتی نرسيد آن که زحمتی نکشيد
ز روی ساقی مهوش، گلی بچين امروز
که گرد عارض بستان، خط بنفشه دميد
چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد
که با کس دگرم نيست برگ گفت و شنيد
من اين مرقع رنگين، چو گل بخواهم سوخت
که پير باده فروشش به جرعهای نخريد
بهار میگذرد، دادگسترا درياب
که رفت موسم و حافظ هنوز می نچشيد
حضرت حافظ ..
و استاد شجريان...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۴:۵۶ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد