آب را گل نکنیم....زنده یاد سهراب سپهری
آب را گل نکنیم
در فرودست انگار کفتری می خورد آب
یا که در بیشۀ دور سیره ای پر می شوید
یا که در آبادی ..کوزه ای پر می گردد
آب را گل نکنیم
شاید این آب روان.. می رود پای سپیداری
تا فرو شوید اندوه دلی
دست درویشی شاید
نان خشکیده فرو برده در آب
زن زیبایی آمده لب رود
آب را گل نکنیم
روی زیبا دو برابر شده باشد
چه گوارا این آب !
چه زلال این رود !
.مردم بالا دست چه صفایی دارند !
چشمه هاشان جوشان
گاوهاشان شیر افشان باد !
من ندیدم دهشان
بی گمان پای چپر هاشان جا پای خداست
ماهتاب آنجا می کند روشن پهنای کلام
بی گمان در ده بالا دست چینه ها کوتاه است
غنچه ای می شکفد
اهل ده باخبرند چه دهی باید باشد
کوچه باغش پر موسیقی باد !
مردمان سر رو د
آب را می فهمند
گل نکردندش
ما نیز
آب را گل نکنیم
سهراب سپهری
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت ۸:۵ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد