شب تاریک و ره باریک و من مست


قدح از دست ما افتاد و نشکست


نگه دارنده اش نیکو نگه داشت


و گرنه صد قدح نفتاده بشکست


ز دست چرخ گردون داد دیرم


هزاران ناله و فریاد دیرم


نشسته، دلستانم با خس و خار


دل خود را چگونه شاد دیرم


دلا، خوبان دل خونین پسندند


دلا خون شو ، که خوبان این پسندند


متاع کفر و دین بی مشتری نیست


گروهی آن ، گروهی این پسندند


بابا طاهر