شب تاریک و ره باریک و من مست..بابا طاهر
شب تاریک و ره باریک و من مست
قدح از دست ما افتاد و نشکست
نگه دارنده اش نیکو نگه داشت
و گرنه صد قدح نفتاده بشکست
ز دست چرخ گردون داد دیرم
هزاران ناله و فریاد دیرم
نشسته، دلستانم با خس و خار
دل خود را چگونه شاد دیرم
دلا، خوبان دل خونین پسندند
دلا خون شو ، که خوبان این پسندند
متاع کفر و دین بی مشتری نیست
گروهی آن ، گروهی این پسندند
بابا طاهر
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۳ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد