سیاوش کسرایی
دربسته است و
پنجره بسته است
و پرده ها قاب در
و دریچه گرفته است
اما ز گوشه ای از چشم ها
نهان می تابد آفتاب بر دست
و دفتر من و گلدان
زین تنگ گوشه نیز تواند اندیشه
لطیف بیرون رود
ز روزن پنهان
تا گردد آفتابی و گسترده در جهان .
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی ۱۳۸۶ ساعت ۳:۶ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد