مرا چشمیست خون افشان بدست ان کمان ابرو....؟
مرا چشمیست خون افشان بدست ان کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از ان چشم و از ان ابرو
غلام چشم ان ترکم که در خواب خوش مستی
نگارین گلشنش رویست و مشکین سایبان ابرو
هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق اسمان ابرو
رقیبان غافل و ما را از ان چشم و جبین هر دم
هزاران گونه پیغامست و حاجب در میان ابرو
روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست
که بر طرف سمن زارش همی گردد چمان ابرو
دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی
که این را این چنین چشمیست و ان را انچنان ابرو
تو کافر دل نمی بندی نقاب زلف و می ترسم
که محرابم بگرداند خم ان دلستان ابرو
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۶:۴۰ ب.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد