خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد..دهلوی
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
آرزومند نگاری به نگاری برسد
دیده بر روی چو گل بندد نبود خبرش
گر چه در دیده ز نوک مژه خاری برسد
لذت و صل نداند مگر آن سوختهای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد
قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر
که خزان دیده بود پس به بهاری برسد
- دهلوی
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۲:۵۶ ق.ظ توسط عذرا مجیبی
|
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد