رواق منظر چشم من آشیانه توست ..حافظ شیرین سخن

رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
به لطف خال ...
و خط از عارفان ربودی دل
لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه توست
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرح یاقوت در خزانه توست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصه جان خاک آستانه توست
من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
در خزانه به مهر تو و نشانه توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که توسنی چو فلک رام تازیانه توست
چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز
از این حیل که در انبانه بهانه توست
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

رواق منظر چشم من آشیانه توست ..حافظ شیرین سخن

رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
به لطف خال ...
و خط از عارفان ربودی دل
لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه توست
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرح یاقوت در خزانه توست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصه جان خاک آستانه توست
من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
در خزانه به مهر تو و نشانه توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که توسنی چو فلک رام تازیانه توست
چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز
از این حیل که در انبانه بهانه توست
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

کاشکی جز تو کسی داشتمی . غزل : خاقانی.تقدیم بدوست فرزانه ای که  این غزل زیبا رو فرستاده.بهتر ازین نی

 

کاشکی جز تو کسی داشتمی

 یا به تو دسترسی داشتمی


یا در این غم که مرا هر دم هست

 هم‌دم خویش کسی داشتمی


کی غمم بودی اگر در غم تو

نفسی، هم‌نفسی داشتمی


گر لبت آن منستی ز جهان

 کافرم گر هوسی داشتمی


خوان عیسی بر من وانگه من

 باک هر خرمگسی داشتمی


سر و زر ریختمی در پایت

 گر از این دست، بسی داشتمی


گرنه عشق تو بدی لعب فلک

  هر رخی را فرسی داشتمی


گرنه خاقانی خاک تو شدی

کی جهان را به خسی داشتمی



غزل : خاقانی

 

تقدیم بکسی که مثل هیچ کی نیست

تقدیم به تو عزیز تنها مونس تنهائی

ومشوقم برای ادامه از اولین روزهای

راه انذازی وبلاگم از سال ۸۶

داره ۶ ساله میشه  خیلی ساله

همراه منی با هذیانهای دلم

   ورسول.وو.....

 

 

غمیـــنم و تنها به خلوت شبها شکــــسته دلم را جدایی تو .. شعر بهادر یگانه. اجرا زنده یاد مهستی تقدیم

غمیـــنم و تنها به خلوت شبها شکــــسته دلم را جدایی تو

چو شعله لرزان چو آتش سوزا ن شرر زده بر جان جدایی تو

نه برق امیـــدی نه نـــور نویدی نه صبح سپیدی در این شب غم

به جان زده آذر فراق تو دیگر دلم شده یک سر لبالب غم

عشق تو شد چون دام بلا کرد ه پریشان حال مرا

چه چاره کنم با جدایی تو (2)

در آتش آهم دو دیده به راهم که بی تو اسیر سکوت شبم

بیا به کــنارم ببـــین شب تارم بیا که دگر جان بود به لبم

 


آتشی زده در دل من به خدا از برای دلم شده درد و بلا جدایی تو

نشسته به راه تو دل نگرانم بهار جهان بی تو گشته خزان

نه برق امیدی نه نور نویدی نه صبح سپیدی در این شب غم

به جان زده آذر فراق تو دیگر دلم شده یک سر لبالب غم

غمینم و تنها به خلوت شبها شکسته دلم را جدایی تو

چو شعله لرزان چو آتـــــش سوزان شرر زده بر جان جدایی تو


شاعر: بهادر یگانه

آهنگ از اسداله ملک است

 

  http://www.youtube.com/watch?v=pYJpfdcRtwI

تقدیم دوستان بشنوید بی نهایت زیباست.