<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وبلاگ شخصی عذرا مجیبی</title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com</link>
<description>یادداشت های پراکنده</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 10 Jul 2026 03:54:41 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>صائب تبریزی  ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم  موج ریگ خشک را آب روان پنداشتیم  شهپرپروازما خواهد</title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5460</link>
<description>صائب تبریزی ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم موج ریگ خشک را آب روان پنداشتیم شهپرپروازما خواهد کف افسوس شد کز غلط بینی قفس را آشیان پنداشتیم تاورق برگشت، محضرها به خون ما نوشت چون قلم آن را که با خود یکزبان پنداشتیم بس که چون منصوربرما زندگانی تلخ شد دار خون آشام را دارالامان پنداشتیم بیقراری بس که ماراگرم رفتن کرده بود کعبه‌ی مقصود را سنگ نشان پنداشتیم نشاه‌ی سودای ما ازبس بلند افتاده بود هر که سنگی زد به ما، رطل گران پنداشتیم خون ما را ریخت گردون در</description>
<pubDate>Fri, 10 Jul 2026 03:54:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5460</guid>
</item>
<item>
<title>نيستي (اردلان سرفراز) چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهاييست ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشا</title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5458</link>
<description>نيستي (اردلان سرفراز) چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهاييست ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشاييست مرا در اوج ميخواهي تماشا كن ، تماشا كن دروغ اين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن در اين دنيا كه حتي ابر نمي گريد به حال ما همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم رفيقان يك به يك رفتند مرا با</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2026 02:26:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5458</guid>
</item>
<item>
<title>قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی و آب شیرین چوتودرخنده وگفتار آیی این همه جلوه طاووس و خرامیدن ا</title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5457</link>
<description>قیمت گل برودچون تو به گلزارآیی و آب شیرین چوتودرخنده و گفتارآیی این همه جلوه طاووس و خرامیدن او بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم دیده بردوز نباید که گرفتار آیی مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی گر تو صد بار بیایی به سر کشته عشق چشم باشد مترصد که دگربار آیی سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهیست من خصومت نکنم گر تو به پیکار آیی کس نماند که به دیدار تو واله نشود چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی دیگر ای</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2026 16:24:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5457</guid>
</item>
<item>
<title>شعری ازهوشنگ ابتهاج برای استاد شهریار.بـا مـن بـی کـس تـنــهـا شـده ، یــارا تـو بـمـان هـمـه رفتند </title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5456</link>
<description>شعری از هوشنگ ابتهاج برای استاد شهریار : بـا مـن بـی کـس تـنــــهـا شـده ، یــــارا تـو بـمـان هـمـه رفــتـنــد از ایــن خـانـه ، خـدا را تـو بـمـان مـن بــی بــرگ خـــزان دیــــده دگـــر رفــتــنـی ام تـو هــمــه بـار و بـری ، تــازه بــهـ...ـارا تـو بـمـان ... داغ و درد اســـت هــمــه نـقـش و نـگـــار دل مـن بـنـگـر این نـقـش به خون شسته ، نگارا تو بمان زیـن بـیـابـان گـذری نـیــسـت سـواران را، لـیـک دل مـن خـوش بـه فـریــبی است ، غـبـارا تو بمان هـر دم</description>
<pubDate>Sat, 04 Jul 2026 12:39:28 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5456</guid>
</item>
<item>
<title>نادر ابراهیمی_آتش بدون دود زندگى، قبل ازهرچيز زندگى ست .گل مى خواهد، موسيقى مى خواهد،زيبايى مى خواهد</title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5455</link>
<description>نادر ابراهیمی_آتش بدون دود زندگى، قبل از هرچيز زندگى ست .. گل مى خواهد، موسيقى مى خواهد، زيبايى مى خواهد . زندگى، حتى اگر يكسره جنگيدن هم باشد، خستگى در كردن مى خواهد .. عطر شمعدانى ها را بوييدن مى خواهد .. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت، أصل كه نيست، زايده است، انگل است، مرض است. ما بايد به اصلمان برگرديم. زخم را-كه مظهر خشونت است- با زخم نمى بندند، با نوار نرم و پنبه پاك مى بندند، با محبت، با عشق ...</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 11:53:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5455</guid>
</item>
<item>
<title>نادر_ابراهیمی انسان، آهسته آهسته عقب نشینی می‌کند. هیچکس یکباره معتاد نمی‌شود، یکباره سقوط نمی‌کند، </title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5454</link>
<description>نادر_ابراهیمی انسان، آهسته آهسته عقب نشینی می‌کند. هیچکس یکباره معتاد نمی‌شود، یکباره سقوط نمی‌کند، یکباره وا نمی‌دهد، یکباره خسته نمی‌شود، رنگ عوض نمی‌کند، تبدیل نمی‌شود و از دست نمی‌رود، زندگی بسیار آهسته از شکل می‌افتد، و تکرار خستگی بسیار موذیانه و پاورچین رخنه می‌کند. قدم اول را، اگر به سوی حذف چیزهای خوب برداریم، شک مکن که قدم‌های بعدی را شتابان بر خواهیم داشت.</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 11:50:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5454</guid>
</item>
<item>
<title>شعر زیبائی از مفتون امینی  در سوگ زنده یاد صمد بهرنگی دريغ از او،كه رفيقي درست پيمان بود چگـــونه آخ</title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5453</link>
<description>شعر زیبائی از مفتون امینی در سوگ زنده یاد صمد بهرنگی دريغ از او،كه رفيقي درست پيمان بود چگـــونه آخرسر،ميل اوبه هجران بود؟ نهــــــان شد از نظـــــر و يافتند، بي رمقـــــش چوياسمن كه به آبي كبـــــودپنهـــــان بــود درآن دقيقه كه از خستگي دو قــطـره گريست هنوزچشـــــم اميدش بشاخ مرجــان بـــود بسان لاله كه خــــود را چـــراغ بادي كــــــــــرد دوهفته دروسط يك بهــــار،مهمــــــان بـــود هنـــوزدشت مغــــــان داشت خـــرمن گـل زرد كه عكس افعي شب دردل</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 08:54:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5453</guid>
</item>
<item>
<title>احمدرضا احمدي شب بدون تو چگونه تمام ميشود ؟ شاخه هاي شکسته ي گل هاي نرگس را در ليوان آب گذاشتم بدون </title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5452</link>
<description>احمدرضا احمدي شب بدون تو چگونه تمام ميشود ؟ شاخه هاي شکسته ي گل هاي نرگس را در ليوان آب گذاشتم بدون تو در مهتاب شمشادهاي سبز از رنگ آبي مهتاب آبي رنگ شده بودند ما براي عابران از عقايد گذشته مي گفتيم در همان زيرزمين نمور که زندگي مي کردیم به تو گفتم : دست هايت را براي من بگذار و برو من مي توانم بدون تو با سايه هاي دستهاي تو روي ديوار زندگي کنم کودکان با لپ هاي قرمز در باران به دنبال توپ سفيد مي دوند کاش تو بودي که در باران به اين کودکان بوسه و عيدي ميدادي</description>
<pubDate>Wed, 01 Jul 2026 06:38:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5452</guid>
</item>
<item>
<title>هر روز باد می‌برد از بوستان گلی مجروح می‌کند دل مسکین بلبلی مألوف را به صحبت ابنای روزگار بر جور روز</title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5451</link>
<description>هر روز باد می‌برد از بوستان گلی مجروح می‌کند دل مسکین بلبلی مألوف را به صحبت ابنای روزگار بر جور روزگار بباید تحملی کاین باز مرگ هر که سر از بیضه برکند همچون کبوترش بدراند به چنگلی ای دوست دل منه که در این تنگنای خاک ناممکن است عافیتی بی‌تزلزلی روییست ماه پیکر و موییست مشکبوی هر لاله‌ای که می‌دمد از خاک و سنبلی بالای خاک هیچ عمارت نکرده‌اند کز وی به دیر زود نباشد تحولی مکروه طلعتیست جهان فریبناک هر بامداد کرده به شوخی تجملی دی بوستان خرم و صحرای لاله‌زار</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2026 11:57:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5451</guid>
</item>
<item>
<title>هوشنگ ابتهاج در کتاب پیر یرنیان اندیش (در این کتاب هوشنگ ابتهاج به بیان عقاید و نظرات خود درباره بسی</title>
<link>https://ozra-mojibi.blogfa.com/post/5450</link>
<description>هوشنگ ابتهاج در کتاب پیر یرنیان اندیش (در این کتاب هوشنگ ابتهاج به بیان عقاید و نظرات خود درباره بسیاری از چهره‌های به نام موسیقی، شعر و سیاست در زمان خود می‌پردازد) تعریف میکند که یه مهمونی بود تو خونه ی من که لطفی و بنان باهم آشنا شدن و زدن و خوندن. ببینید لطفی چه محبوبانه و با ادب و فروتنی ساز میزنه، فقط می خواد زمینه رو فراهم کنه که بنان بخونه. وقتی هم فرصت پیدا می کنه خودشو معرفی می کنه و تکنیکشو نشون می ده.</description>
<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 10:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ozra-mojibi</dc:creator>
<guid>ozra-mojibi.blogfa.com/post/5450</guid>
</item>
</channel>
</rss>
