مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو
يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو
گفتم اي بخت بخسبيدي و خورشيد دميد
گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو
گر روي پاك و مجرد چو مسيحا به فلك
از فروغ تو به خورشيد رسد صد پرتو
آسمان گو مفروش اين عظمت كاندر عشق
خرمن مه به جويي ، خوشه پروين به دو جو
تكيه بر اختر شبگرد مكن كين عيار
تاج كاووس ربود و كمر كيخسرو
شعر : حافظ
|
+| نوشته شده توسط
عذرا مجیبی در دوشنبه سوم تیر 1387
|