تبليغاتX
وبلاگ شخصی عذرا مجیبی - هذیان دل بخش 39 از عذرا مجیبی
یادداشت های پراکنده
 هذیان دل بخش 39 از عذرا مجیبی
دلبستگی هامو طبقه بندی کردم وچه ارزشمندن  که تو زندگیم همواره بامن بودند وهستند وخواهند بود وخلل پذیر بود هر بنا که می بینی.مگر  بنای محبت که عاری از خلل است ....۱.عشق مادرم گرچه ۳ ساله حضور مادیشو ندارم...۲ شعر که از دل سوخته مادرم اموختم وپلی شد برای دوست داشتن وعشق ورزیدن وشاعرانه زیستن..۳ اشعار دلسوختگان وشوریدگان بزرگ تاریخ وطنم./۴ عشق ورزیدن به انسان ها ولمس درد وناکامیشان۵ همسرم که شاعر گونه امد وشاعرانه زیست وعاشقانه رفت../۶.دخترم وپسرم که واقعا هردو چون خودم معنی عشق ورزیدن را اموختند وچه با شکوهند هر دو./۷ ودوستانی که یا ارتباط کاری داشتم یا بستگانی که باهاشون دوست بودم گرچه خیلی اندک بودند چون فکر نان هرگز مجال نزدیک شدنم را بکسی نداد../۸ دوستانی که د ردنیای مجازی با هاشون از طریق قلم اشنا شدم وبرام ارزشمندند وهمیشه در یادهام خواهند بود ولی یکی ازین دوستان که در اولین ماه های حضورم درین دنیای مجازی با قلمش اشنا شدم وسخت شیفته قلمش شدم وشخصیتش وحتا طرز نوشتار وادب ونزاکت واحساس مشترکی که از نوشته هاش داشتم والبته این حس را اول ایشون کلید زدند ومن اول متوجه عظمتش نشدم وایشون زود رفتند  وهرگز نیومدن توی این محیط ولی اثاری که ازشون بجا مونذه ارزشمندترین یادگاری است برای من وشاید تعدادی که اگر اون چه بودند را دریافته باشند وشایدم هنوز در ارتباط باشند ومن اعتراف می کنم که با حضور اندکشان تنها انسانیست که روحم را تسخیر کرده شاید کسی باورش نشه که این حس بس شگرف فقط با چند مسیج خیلی محترمانه وبدون هیچ گفتمان اغاز شد وبرای هردومون بطور یقین می دونم جاودانه خواهد بود حتا موقع نوشتن یا یاد کردن از ایشون وعظمت نزاکت وبینش عرفانیشون هنوزم با دستان لرزان وطپش قلبم دارم می نویسم ومنتظر نیمه های شبی هستم برای همیشه که از راه نخواهد رسید بزرگش میدارم وعشقش را مقدس دیدم../۹/واما بازم تنها چیزی که با من بود وبا هاش زیستم وادامه خواهم داد همانا شعر وعرفانه گرچه خامم وبیسواد وشاگردم نمیتونم باشم ولی با دنیاشون اشنام وسیر خواهم کرد همیشه چون دانش اموزی که الف با می اموزد خواهم اموخت لذتی که ازین اشعار بخصوص که با صدای دلنشین اساتید موسیقی بزرگ باشه به اوج خواهم رفت ودوستانم را درین دنیای تنهایی وخلوتم ازین حس ودنیا با ارسال اشعارشون سهیم خواهم کرد.تنها ماندگار زندگی بر باد رفته ام همانا دنیای شعروموسیقی است که تا دم مرگم ازشون جدا نخواهم شد.../همه گفتند همه رفتند اما من با یه دنیا ارزو جا موندم

 

|+| نوشته شده توسط عذرا مجیبی در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387  |
 
 
بالا