تبليغاتX
وبلاگ شخصی عذرا مجیبی
یادداشت های پراکنده
 گفتم که: دلم، گفت: کبابي کم گير....ابوسعيد ابوالخير
گفتم که: دلم، گفت: کبابي کم گير


گفتم: چشمم، گفت: سرابي کم گير


گفتم: جانم، گفت: که در عالم عشق


بسيار خرابست، خرابي کم گير


آگاه بزي اي دل و آگاه بمير


چون طالب منزلي تو در راه بمير

.
.
.

ابوسعيد ابوالخير

|+| نوشته شده توسط عذرا مجیبی در دوشنبه سیزدهم مهر 1388  |
 حال عالم سر بسر پرسیدم از فرزانه‌ای گفت:خواجه ابوسعید ابوالخیر
 حال عالم سر بسر پرسیدم از فرزانه‌ای گفت:

 

یا خاکیست یا بادیست یا افسانه‌ای


گفتمش، آن کس که او اندر طلب پویان بود؟ گفت:

 

 یا کوریست یا کریست یا دیوانه‌ای


گفتمش: احوال عمر ما چه باشد عمر چیست؟ گفت:

 

یا برقیست یا شمعیست یا پروانه‌ای

 
بر مثال قطره‌ی برفست در فصل تموز

 

هیچ عاقل در چنین جاگاه سازد خانه‌ای


یا مثال سیل خانست آب در فصل بهار

 

هیچ زیرک در چنین منزل فشاند دانه‌ای


فیلسوفی گفت: اندر جانب هندوستان

 

حکمتی دیدم نوشته بر در بت خانه‌ای


گفتم: آن حکمت چه حکمت بود؟ گفت: این حکمتست

 

آدمی را سنگ و شیشه چرخ چون دیوانه‌ای


نعمت دنیا و دنیا نزد حق بیگانه است

 

 هیچ عاقل مهر ورزد با چنین بیگانه‌ای؟

 

 

خواجه ابوسعید ابوالخیر

|+| نوشته شده توسط عذرا مجیبی در شنبه هفدهم اسفند 1387  |
 
 
بالا