تبليغاتX
وبلاگ شخصی عذرا مجیبی
یادداشت های پراکنده
 دردا که درد ما به دوایی نمی رسد...عبید
دردا که درد ما به دوایی نمی رسد

وین کار ما به برگ و نوایی نمی رسد

در کار وان غم چو جرس، ناله می کنم

در گوش ما چو بانگ دَرایی نمی رسد

راهی که می رویم به پایان نمی رسد

جهدی که می کنیم به جایی نمی رسد

این پای خسته جز ره حرمان نمی رود


وین دست بسته، جز به دعایی نمی رسد


گفتم: گدای کوی توام، گفت: « ای عبید!

سلطانی اینچنین به گدایی نمی رسد »

عبید
|+| نوشته شده توسط عذرا مجیبی در دوشنبه پنجم اسفند 1387  |
 
 
بالا