پدرم مي گفت : قديما كينه هامون رو دور انداخته بوديم
توي برف و باد و بارون خونه رو با قلبامون ساخته بوديم
خونه عشق مادرم بود كه تو باغچه ش گل اطلسي مي كاشت
خونه روح پدرم بود چيزي رو همپاي خونه دوست نداشت
خونه ، خونه ، جاي بازي براي آفتاب و آب بود
پر نور واسه بيداري پر سايه واسه خواب بود
سيل غارتگر اومد از تو رودخونه گذشت
پلا رو شكست و برد زد و از خونه گذشت
دستِ غارتگر سيل خونه رو ويرونه كرد
پدر پيرمو كشت مادر و ديوونه كرد
حالا من مونده ام و اين ويرونه ها
پر خشم و كينهي ديوونه ها
منِ زخمي ، منِ خسته ، منِ پاك
مي نويسم آخرين حرفو رو خاك
كي مي ياد دست توي دستم بذاره
تا بسازيم خونه مون رو دوباره
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی :
خواننده داریوش
|
+| نوشته شده توسط
عذرا مجیبی در پنجشنبه پنجم آذر 1388
|