یادداشت های پراکنده
 منبع : (بن مایه : اسرار اللطیفه )راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیر الدین :بر گرفته از نت
:
راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیر الدین :

"خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت ،
که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید ،
و آن این است :
...

در بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان
در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود .
روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت : می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان
از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی
و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد
اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " امّا " و " اگر " دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ..... امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست .
قتل مکن ... امّا قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... امّا تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .

و این " امّا " ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود
دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد
و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند !
و راز نابخردی مسلمانان در همین است ..

منبع : (بن مایه : اسرار اللطیفه )
|+| نوشته شده توسط عذرا مجیبی در یکشنبه چهارم آبان 1393  |
 سرگذشت موسیقی ایران اثر زنده یاد روح الله خالقی.مطالعه ۱۷/ /۱۲ ۸۸ عذرا مجیبی
سرگذشت موسیقی ایران اثر زنده یاد روح الله خالقی.مطالعه ۱۷/ /۱۲ ۸۸

بدوستان توصیه میکنم حتما این اثرو مطالعه کنند بخصوص عزیزانی که دستی در ساز ودل پرشوری در شعر اهنگ واواز  وموسیقی وحتا تارخ موسیقیائی وسینمائی  دارند.که  زندگی شعر است و موسیقی  وبالعکس  حیفم اومد خلاصه اونچ رو که برداشت کردم   در دسترس شما عزیزان نگذارم تخصصی نیست فقط یک حس وبرداشت شخصیه.

 . بخشی از خاطرات ان استاد بزرگ فرهیخته تاریخ شعر وموسیقی واهنگ و  ترانه ودریای بیکران صفا صداقت وشوروشوریده گی . نمیتونم بگم تنها موسیقی .مرام بزرگی باید خوند همین وبس بیان کردنش  محاله..

 منزل ما توشهر بود  پدرم  ذوق فلاحت داشت ومی خواست باغی داشته باشد واز گاو وگوسفند خود شیر بدوشد وبما بخوراند.براهنمائی عمو جان باغی بزرگ بیرون دروازه قزوین خرید که پر از درختان میوه بودوبانجا انتقال یافتیم گرچه بسیار بمدرسه دور بود ولی ما بچه های ان دوره براه رفتن عادت داشتیم صبح زود راه میافتادیم واز خیابانهائیکه در زمستان مستور از برف .بهار پر از گل وپائیز پر از گرد وخاک بود گذشته بعد از یک ساعت بمدرسه می رسیدیم وعصر هم بهمین ترتیب بر می گشتیم همیشه هم قبل از زنگ قابلمه را در نهارخوری گذارده برای خواندن سرود در سالن حاضر میشدیم گوئی فراهم بودن وسائل زندگی مردم را نسبت بسابق تنبل کرده است.. شروع کتاب سرشار از زندگی عارفانه وشاعرانه   وصداقته هر برگی رو میخوندم اشگم سرازیر میشد. بعلت غنای ان بزرگ وتهیدستی وبی مایه گی خودم.

 

سرگذشت موسیقی ایران.نگارش روح الله خالقی.بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه.تهران میدان بهارستان تیر ماه  ۱۳۳۵. دوجلدی.شروع مطالعه ۱۷/۱۲/۸۸.............اتمام۲۱/۱۲/۸۸.

 

  ساعت  هشت ونیم  شنبه شب    کتاب زیبا وبی نظیر سرگذشت موسیقی ایران اثر روح الله خالقی رو تو اتوبوس که بسمت شهرک غرب می رفتم به اتمام رساندم لذتی که ازین اثر بردم غیر قابل توصیفه بیشتر از تمامی کتابها وحتی اشعار وموسیقی  وتاریخ  بودفکر میکردم در تمامی اون لحظه ها زیستم نفس کشیدم  زیباتر از  همه  چیزهائی  که تا بحال شنیدم  وخوندم  همه رو یکجا داشت.  عدم اشنائی من با مسائل هنری وتخصصی .باعث ان نشد  از نوشته ها واحساس شوریده گی وسراسر عشق  وتلاشهای شبانه روزی بزرگان موسیقی  که در ان جاری وساری بود  صد در صد لذت را نبرم...پس خوشا بحال متخصصین ودست اندرکاران این پهنه .........

 

 

همین است  نتیجه  اثار تمدنی که بناقص بما رسیده است!

اگر انطور که دیگران دارند ما هم داشتیم مثل امروز سرگردان نبودیم!

این تقصیر ماست یا گناه انها که ما  را بدنبال خواسته های خود می کشانند؟ 

بقدری این اثر زیباست اگر امکانات داشتم بخش بخش این کتابو با تمامی تصاویر

ارزشمند ونایابش  تو بلاگم میذاشتم.

بازم میگم گرچه  از کنار بخش قابل توجهی از کتاب که برای موسیقی دانان  واساتیده.

نا اگاهانه ولی با شوروحال گذشتم وخط بخط کتابو که خوندم گریستم به انچه که

داشتیم وبها ندادیم وند یدیم.ولی این دلیلی نشد که لذت وافر نبرم 

 با صدها چهره ماندگار شعر وموسیقی واهنگساز وخوانندگان

 وپیش کسوتان  وتلاشهای مستمر شون اشنا شدم

ووقتی که برای تدوین صرف شده در واقع یک عمره  خوشا بحالشون پر ثمره وموندگار.

 

 لازم دیدم از همکار بزرگوار وفرهیخته ام که افتخار کار کردن با ایشان را داشتم. 

 و بسیار انسان با خرد ومتشخصی بودند.

به پاس اهداء این کتاب ار زشمند  وتاریخ موسیقی ایران

قدر دانی  کنم .

از فرزانگی ودرویش مسلکی ومرام  وخرد ایشان بهره ها بردم..

گرچه از نظر سنی جای فرزندم بود .

در عجبم  انهمه اندوخته درون سن وسال وجوانی

.چگونه میسر شده بود .

 هر دو دستش را بوسه مینهم بخاطر بزرگی ومرام ومردانگی وخردمندیش

.وبخاطر حرمت ومحبتی که بمن مبذول میداشت ...

وشناختی که  از رنجهای ناگفته ام  داشت.

 ولی میدانست !؟شاید از چهره ام وکار کردن وزیستنم !

 نمیدونم  ازینم   در  عجبم.

  صبح روز دوشنبه ۱۷ اسفند ۸۸ منزل؟!

|+| نوشته شده توسط عذرا مجیبی در یکشنبه چهارم آبان 1393  |
 شاعر: محمود اکرامی فر.چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارندو تماشای تو زیباست اگر بگذارند

شاعر: محمود اکرامی فر
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
و تماشای تو زیباست اگر بگذارند
من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند...

دل درنایی من اینهمه بیهوده مگرد
خانه دوست همین جاست اگر بگذارند
سند عقل مشاع است اگر بگذارند
عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند
غضب آلوده نگاهم میکنید ای مردم
دل من مال شماهاست اگر بگذارند

|+| نوشته شده توسط عذرا مجیبی در یکشنبه چهارم آبان 1393  |
 
 
 
بالا